1391/2/31 11:07:00

 

نامه ای به رهبری در مسائل اقتصادی

با سلام و احترام و آرزوی طول عمر برای شما.

بهتر از هرکس میدانید وقتی میگوییم نامه ای به رهبری معنایش این است که از بقیه کاری ساخته نبوده.

توجه و پیگیری های جنابعالی در مبحث سیاست های خارجی توانسته حوزه عملکرد و نفوذ جمهوری اسلامی ایران را از مسیر آمریکای لاتین تا آمریکای شمالی توسعه دهد.

در سازمان ملل متحد زمانی که همه همسایگان نامهربانمان بر علیه جمهوری اسلامی رای دادند تنها طرفداری از سمت کشورهای آمریکای لاتین بود و این نشان میدهد که ما هیچ دوستی در منطقه نداریم.

پیگیری جنابعالی در صنایع نظامی، حوزه عملکرد را به جایی رسانیده که به جرات می توان گفت در این صنعت و در  بخشهای الکترونیک و علمی، یکی از بالاترین درجه ها را احراز کرده ایم.

دشمنان نیز این را به خوبی دریافتند که مقابله با نظام جمهوری اسلامی از راه نظامی و سیاسی ممکن نیست و تنها راه برخورد با ایران در حوزه اقتصاد است. آنچه را که دشمنان به خوبی دریافتند متاسفانه بسیاری از دوستان انقلاب از کنار آن گذشتند.

در انقلاب اسلامی بهمن 57 پایه های سیاسی، اجتماعی، فرهنگی و نظامی تغییر یافت لیکن در بعد اقتصاد،دوران پس از انقلاب و جنگ 8 ساله با عراق، شرایط خاص جنگ ناخواسته را تحمیل کرد و بعد از آن نوبت به بازسازی رسید و عملاً انقلاب در بخش اقتصاد معطل ماند و محقق نشد.

بسیاری از دوستان نظام، قیمت این نظام را نمی دانند. لیکن آحاد ملت ایران آن کس که جوان است برای آینده خود، پدران و مادران برای آینده فرزندانشان ، همه بایستی برای حفظ حال و آینده خود تلاش کنند.

این نظام حاصل 33 سال تلاش بی وقفه،  بیش از پانصد هزار خون و هزار و چهارصد میلیارد دلار هزینه بوده. اگر این نظام آسیبی ببیند به این معناست که دوباره باید این هزینه ها پرداخت شود و همه این را به خوبی میدانیم که پرداخت چنین هزینه ای  ممکن نیست و اگر دوباره بخواهیم شروع کنیم در بهترین شرایط، 30 سال بعد در همین نقطه ای خواهیم بود که امروز ایستاده ایم.

شما به عنوان مسئول اول و هفتاد و پنج میلیون ملت ایران به عنوان مسئول کوچکتر که کمترین آن نویسنده این نامه است همه در پی حفظ نظام هستند و یا باید باشند.

توصیه های اقتصادی جنابعالی، دستورات و فریاد ها، راه به جایی نبرده و مسئولین دولتی همچنان به راه خود می روند.

اداره اقتصاد به وسیله نظامیان حاصلی جز شرایط کنونی اقتصادی نخواهد داشت و خطرات دیگر که به تفصیل در مجله صنعت فراگیر، شماره های قبل توضیح داده شد.

همانطور که مستحضر هستید ریال ایران در بین کشورهای مختلف جهان در مقابل ارزهای معتبر به بی ارزش ترین پول تبدیل شده است.

تنزل روزانه پول ملی کار را به جایی رسانیده که آحاد مردم و حتی فقیر ترین آنها از بیم بی ارزش شدن روزانه پول، تلاش برای تبدیل اندوخته های  مختصر خود به طلا و یا ارز خارجی دارند. مردمان بسیار فقیر با هجوم به فروشگاه ها قصد تامین مایحتاج آینده خود را دارند. بخش های متوسط در جلوی بانک ها در نوبت دریافت سکه طلا برای حفظ ارزش پول خود هستند و طبقات مرفه تر، یا در حال تاسیس شرکت در خارج از کشور و انتقال سرمایه های خود به کشورهای مجاور هستند یا اینکه در مقابل سفارتخانه ها در انتظار نوبت ویزا می باشند و این یعنی فاجعه، فاجعه اقتصادی.

اقتصاد همچنان در مسیری که از 50 سال پیش شروع شده در حرکت است و انقلاب اسلامی نتوانسته تاثیری در این مسیر بگذارد.

بهترین نوع سرمایه گذاری همچنان زمین است یعنی کالایی که نه میتوان آن را تولید و نه وارد کرد. این نمود کاملی است از انحراف اقتصادی کشور و این بدان معناست که عدم توجه به بخش اقتصاد تبدیل به نقطه ضعف نظام گشته که دشمنان به خوبی این را دریافته و دوستان از دریافت فهم آن گریزانند.

اگر باور کنیم اکنون در پیکره برومند نظام جمهوری اسلامی، این نقطه ضعف بزرگ در حال زمین گیر کردن آن است و سرایت آن به بخشهای دیگر موجب فلج شدن کل نظام، فروپاشی کشور و سپس از دست رفتن نظام می شود باید گفت که ما چنین توانی را برای پرداخت این بهای سنگین نداریم.

 

نظام متعلق به همه و حفظ آن نیز وظیفه همه کسانی است که در این نظام زندگی میکنند."كُلُّكُمْ راعٍ، وَ كُلُّكُمْ مَسْؤُولٌ "

اکنون زمانیست که باید با حفظ دستاوردهای بزرگ سیاسی در خارج و داخل و پیشرفت های عظیم علمی و نظامی، توجه عمده خود را معطوف به اقتصاد نماییم و این مهم جز شخص شما، از کسی ساخته نیست.

انشالله خداوند عمر طولانی به شما عطا کند.

این نه یک تعارف بلکه یک دعاست زیرا جز شما کسی قادر به مقصد رسانیدن این بار سنگین نیست.

فرصت رهبری و ولایت شما بر کشور آخرین فرصت باقی مانده برای ملت ایران قبل از فروپاشی اقتصادیست. ممکن است زمین بازان و زمین داران و کسانی که به دنبال منافع کوتاه مدت اقتصادی هستند با شما مخالفت کنند. چه باک؟

حتی اگر مجبور شویم غنی سازی هسته ای را تا تحقق انقلاب اقتصادی متوقف کنیم به جاست که دستور آن را صادر فرمایید.

تحقق چنین انقلاب بزرگی نیاز به تلاش مضاعف دارد و مردم همگی پشت سر شما ایستاده اند. این که قطعاً شما بیش از هرکسی بر این اشراف دارید که منابع کشور اعم از اقتصادی، سیاسی، فرهنگی و صنعتی در یک شهر به نام تهران متمرکز باشد کاری است که هیچ عاقلی آنرا بر نمی تابد. اینکه چگونه یک کشور با این همه تعطیلی های خواسته و ناخواسته، اقتصادی خودکفا و پویا داشته باشد امری غیر ممکن است.

عدم تحقق تغییرات بنیادی و عدم به روز سازی کشور موجب این شده که ایران روز به روز فقیر تر و همسایگان از این مَفَر روز به روز ثروتمندتر شوند.

انقلاب اقتصادی یا جهاد اقتصادی، فرصت باقی مانده و تنها راه بقای نظام و کشور است.

انقلاب اقتصادی را در 14 اصل زیر می توان خلاصه کرد:

1-     انتقال مرکز سیاسی کشور از تهران به محل دیگری با امکان توسعه 300 ساله (نظیر اطراف ملایر، همدان، ساوه) و توسعه مراکز تجاری در چهار سمت کشور.

2-     حذف تدریجی سوبسیدها

3-     استقلال بانک مرکزی از دولت

4-     ساماندهی تعطیلات به منظور حذف تعطیلات بین التعطیلین و انتقال تعطیلات پایان هفته به جمعه و شنبه جهت ارتباط بیشتر با دنیای خارج.

5-     تشکیل شهر- روستاها در اقلیم روستایی با امکانات شهری و مطابق الگوهای موجود در دیگر کشورها به منظور توسعه روستاها و جلوگیری از مهاجرت به شهرها.

6-     تصرف زمین های اطراف شهرها با استفاده از ظرفیت پیش بینی شده در اصل 45 قانون اساسی برای ولی فقیه و واگذاری 99 ساله ی آن ها به متصرفین کنونی برای اهداف تعریف شده.

7-     تفکیک پایان سال باستانی از سال مالی و اداری

8-     پیگیری تولید عادلانه ی ثروت به جای توزیع عادلانه ثروت

9-     حمایت از واحدهای تولیدی دارای دو ویژگی مزیت نسبی و عدد حداقل تولید

10-تغییر طرح توسعه شهرها و منطبق کردن آن با نمونه های موفق موجود. (جالب آنکه حتی یک شهر را در کشور نمی بینیم که بر اساس اصول دقیق توسعه ساخته شده باشد و در آن تراکم با توسعه اشتباه گرفته نشده باشد.)

11-تشویق مردم به زندگی بر اساس توان نه نیاز

12-تبدیل  عیدی پایان سال کارگران به سود ویژه

13-عدم افزایش سالیانه و تورم زای حقوق کارمندان و کارگران

14-اصلاح نگاه به کارآفرینان و صاحبان سرمایه و جا اندختن این مفهوم که سهم از رفاه اجتماعی متناسب با سهم از ارزش افزوده است.

آنچه در بالا آمد نه ذهنیات نویسنده بلکه انتقال تجربیات کشورهای دوست همچون چین است و پیش بینی مشکلات اقتصادی امروز در سال 1387، در ماهنامه صنعت فراگیر شماره 31 مفصلاً توضیح داده شده بود لیکن کسی به آن توجه نکرد.

همان طور که خود می دانید تحولات چند روز اخیر و سقوط وحشتناک ارزش پول ملی نشان دهنده ضرورت توجه همه جانبه ما به اقتصاد و توقف غنی سازی تا رسیدن به مرحله ثبات اقتصادیست.

در جهان امروز، استقلال اقتصادی امری غیر ممکن است که سرانجام آن درون گرایی و حرکت به سوی تبدیل کشور به جزیره ای تنها در اقیانوس استکه نه ممکن است و نه مفید و شبیه مزرعه ایست که به هنگام برداشت محصول، صاحبان آن به سفر رفته اند و همسایگان برای کوتاه کردن مسیر خود به مزارعشان از آن میان بر زده و آنرا لگد مال کرده و یا حتی با تراکتور هم از آن عبور می کنند. یعنی همان کاری که اکنون همسایگان ما با ما انجام میدهند. بنابراین برون گرایی تنها راه حفظ اقتصاد و استقلال سیاسی کشور است.

بار دیگر با آرزوی طول عمر و سلامت برای جنابعالی و سعادت برای ملت ایران.

 

                                                  سید محمد دیلمی

                                                   سردبیر نشریه صنعت فراگیر

 

تعداد بازدید: 520